الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

843

علل الشرايع ( فارسي )

و جناب آدم عليه السّلام را از آن آفريد ، جبرئيل عليه السّلام را نزد آن فرستاد تا قبضش كند ، خاك گفت : پناه به خدا مىبريم از اين كه چيزى از من را قبض كنى . جبرئيل به سوى پروردگارش مراجعت كرد و عرضه داشت : بار خدايا خاك از من به تو پناه برد ، خداوند متعال اسرافيل را نزد آن فرستاد ، خاك همان گفتار را به اسرافيل ايراد نمود ، حق تعالى ميكائيل را فرستاد ، باز خاك همان كلام را اظهار نمود بارى تعالى اين بار ملك الموت را فرستاد ، خاك از او به خدا پناه برد . ملك الموت گفت : من نيز به خدا پناه مىبرم از اين كه به او مراجعت كنم تا آنكه از تو قبض كنم ، سپس امام عليه السّلام فرمودند : آدم را از اين جهت آدم ناميده‌اند كه از اديم و روى زمين آفريده شده . حديث ( 10 ) محمّد بن على ماجيلويه ، از عمويش محمّد بن ابى القاسم ، از احمد بن ابى عبد الله ، از پدرش ، از محمّد بن سليمان ، از داود بن نعمان ، از عبد الرحيم قصير نقل كرده كه گفت : حضرت ابو جعفر عليه السّلام به من فرمودند : اگر قائم ما قيام كند حميراء را به دستش مىسپارند تا بر او حدّ جارى كند و انتقام دختر رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم حضرت فاطمه عليهما السّلام را از او بگيرد . عرض كردم : فدايت شوم ، براى چه بر او حدّ جارى نمايد ؟ حضرت فرمودند : براى افتراء و بهتانى كه به مادر ابراهيم زد « 1 » . عرض كردم : چطور حق تعالى حدّ را تأخير انداخت و آن را به دست حضرت قائم جارى فرمود ؟ حضرت فرمودند : زيرا خداوند تبارك و تعالى حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله را در حالى كه رحمت است مبعوث داشت و قائم عليه السّلام را در حالى كه نقمت و عذاب است بر انگيخت . حديث ( 11 ) پدرم رحمة الله عليه ، از محمّد بن يحيى عطَّار از محمّد بن احمد ، از على بن ابراهيم منقرى يا غيرش مرفوعا نقل كرده كه محضر امام صادق عليه السّلام عرض شد : از سعادت مرد است كه گونه ها و لحيتين او سبك و متحرّك باشد كنايه از اين كه كه كثير الذّكر باشد .

--> « 1 » - بهتانى كه حميراء ( عائشه ) به مادر ابراهيم يعنى ماريه قبطيه همسر پيامبر زد اين بود كه گفته بود ابراهيم از پيامبر نيست بلكه از فلان مرد قبطى است .